یادداشت| پدر و آخرین زمزمه
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ پدر همان گرمای خانه است او شانهای است که وقتی فشار روزگار سنگین میشود بی هیچ ادعا و بی صدا آن را میپذیرد و به فرزند میآموزد تاب آوردن خود عبادت است پدر در سکوت شب در قدمهای آرام صبح در نان حلالی که با دستهای خسته اش فراهم میآورد به ما میفهماند که عشق یعنی از خود گذشتن یعنی وقتی خسته است لبخند میزند تا دل کوچک خانه آرام بماند و وقتی میگرید اشک هایش را پنهان میکند تا کسی نگران نشود.

این راز پنهان میراثی است که نسلها را به هم پیوند میزند و نامش را در دلها حک میکند پدر یعنی شانه مردانهای که پناهگاه میشود تکیه گاهی که وقتی طوفان روزگار میوزد دست اوست که دست تو را محکم میگیرد و میگوید بایست او با کارهای روزمره اش با خستگیهایی که به روی فرزندان و خانواده اش نمیآورد با صبحهایی که زود بر میخیزد و شبهایی که دیر میخوابد درس مسئولیت و وفاداری میدهد.
این روز را باید به آن شیرزنانی تبریک گفت که هم مادرند و هم پدر و با دستانی پر از مهر چرخ زندگی را میچرخانند آنان که در سکوت و صبر معنای تازهای به جایگاه پدر میبخشند و با هر قدم نشان میدهند که مردانگی در عمل معنا مییابد و خانه را گرم و چراغ امید را روشن نگه میدارند.
به مادران و همسران شهید باید تبریک گفت آنان که فرزندان را در دامان خود پرورش داده و حافظ خانه و پاسدار آرمان و عزت سرزمین شدهاند زنانی که راه ایمان و ایثار را به نسلها آموخته و با از خود گذشتگی چراغ راهی افروختهاند.
برای فرزندان شهیدان روز پدر ترکیبی از شادی و دلتنگی است شادی از یاد و راه پدر و دلتنگی از نبودن او، حضور معنوی پدران در دل این خانواده ها، چون نسیمی زخمها را مرهم مینهد و در روز پدر بدون پدر آزمونی است از پیوندی که مرزهای زمان را درنوردیده است.
در ششمین سالگرد شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی قلم هر نویسندهای در برابر عظمت روح او به لرزه در میآید او علاوه بر فرمانده نظامی مقتدر یک بنده خالص خدا پدری مهربان بود که تقوا و توکل را در میدان عمل معنا میکرد یاد او یادآور مردی است که در سنگر ایمان و ولایت مداری با سادگی و اخلاص زیست و با رضا و حلم کریمانه و مظلومانه بار مسئولیت را بر دوش کشید.
سردار سلیمانی تجسم حجب، غیرت، شهامت و آزادگی بود در برابر دشمنان قاطعیت و متانتش، چون کوه استوار بود و در برابر دوستان تواضع و فروتنی اش، چون نسیم آرامش میبخشید او مناعت طبع و عزت نفس را با دلدادگی و تدبیر درآمیخت و صداقت در قول و عمل را به زیباترین شکل در زندگی خویش به نمایش میگذاشت.
هیچ مانعی نمیتوانست او را از انجام تکلیف باز دارد در برابر دشمنان شجاعانه عمل میکرد و از هیچ قدرتی هراس نداشت هر حضورش در میدان نبرد خود شهادتی دوباره بود گویی بارها و بارها جانش را در طبق اخلاص میگذاشت تا نشان دهد که جهاد در راه خدا فراتر از هر محاسبه زمینی است.
سردار سلیمانی در اندیشه و عمل پیرو راستین از ولی امر مسلمین بود و شهادتش نقطه عطفی در تحقق گام دوم انقلاب شد و نشان داد که خون او راهی تازه و استوارتر در برابر استکبار جهانی گشود.
اما آنچه او را فراتر از یک فرمانده میکرد مهربانی اش بود که با خانوادهها به خصوص خانواده شهدا همچون پدری مهربان رفتار میکرد به خانه هایشان میرفت با فرزندانشان هم سفره میشد و دردهایشان را مرهم میگذاشت برای او شهید ایرانی یا لبنانی، سوری یا افغان تفاوتی نداشت همه را با عشق در آغوش میکشید.
سردار سلیمانی معنویت را بالاترین رتبه در توان رزم میدانست و باور داشت که تضرع در سحرگاه و دعای مخلصان خاکریزهای دشمن را میشکند و در میدان نبرد ایمان را سلاحی برندهتر از هر تجهیزات نظامی میدید و همین نگاه بود که نیروهایش را به خط شکنان تاریخ بدل کرد.
امروز یادش در دل آزادگان جهان زنده است او پدری بود که با اشک و دعا به میدان رفت هر سالگردش، چون چراغی حقیقت زنده بودن شهید را فریاد میزند حضورش نبضی است در رگهای ما و هر یادآوری اش نسیمی از ایمان و ایثار بر جانها میپاشد و حتی در آخرین دست نوشته اش نوشته بود (الهی لا تکلنی، خداوندا مرا بپذیر، خداوندا عاشق دیدارتم همان دیداری که موسی را ناتوان از ایستادن و نفس کشیدن نمود خداوندا مرا پاکیزه بپذیر) این زمزمه نغمهای از پاکی و تسلیم است که نشان میدهد همواره به درگاه حق چشم دوخته و دل را به پاکی سپرده بود.
یادداشت از مریم بالوی فیلی فعال رسانه ای
انتهای پیام/